خرید بک لینک

اولین قدممون اینه که با چنتا واژه کلیدی آشنا بشیم. اولین قاعدتا اینه: Agile
«اجایل» تو انگلیسی صفته و به دو معنی به کار می ره:

  1. سریع و ساده حرکت کردن
  2. سریع و هوشمندانه فکر کردن

اگه دوست دارین می تونین معنیش رو تو دیکشنری محبوب من، Oxford Advanced Leaer’s چک کنین: http://www.oxfordleaersdictionaries.com/definition/english/agile?q=agile
مثلا The turtle was nothing compared to the agile rabbit: لاکپشت در مقابل خرگوش چابک هیچی نبود.
یا With your agile mind, solving the puzzle is a piece of cake: با سرعت و توانایی استدلالی تو، حل کردن این معما مثل آب خوردنه.
 
تو فارسی «اجایل» رو به «چابک» ترجمه می کنیم، که به نظرم خیلی هم ترجمه قشنگیه، چون نوعی ظرافت و هوشمندی رو هم در کنار سرعت می رسونه. علاوه بر اون، «چابک» کمتر از «سریع» استفاده می شه و در نتیجه برای نام گذاری یه مفهوم خاص مناسب تره.
 
یه عبارت دیگه هم که کمابیش استفاده می شه و خصوصا من خیلی بهش علاقه دارم Agility هست، به معنی «چابکی». فرقش اینه که این عبارت اسمه و نه صفت، در نتیجه تو خیلی از جمله ها بهتر و قشنگ تر قرار می گیره. ولی فرق دیگه ای ندارن، فقط بستگی داره آدم بخواد تو چه نوع جمله ای ازشون استفاده کنه.
 
این دو واژه Agile (چابک) و Agility (چابکی) تو سال های اخیر هم به عنوان صفت و اسم به کار می رن و هم برای اشاره کردن یه مفهومی تو اجرای پروژه. قاعدتا از اینجا به بعد دیگه کاری به کاربرد اولشون نخواهیم داشت ;)  البته یه چیزی هم که خوبه بدونین اینه که از این دو واژه تو گفتار روزمره و خارج مفهوم پروژه ایشون چندان استفاده نمی شه.
 


خوب، فکر می کنم دیگه برای امروز کافی باشه. امیدوارم روز خوبی داشته باشین. فردا یه درس ساده و کوتاه دیگه با هم داریم در مورد تمایز محصول و نتیجه، که نقطه شروعمونه برای درک چابکی.
 

برچسب: نویسنده: امیرحسین ستوده بیدختی تاريخ: دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت: 18:14

صفحه بندی